تدوینگر سینمایی چطور در نسخه نهایی فیلم سینمایی تاثیر می گذارد؟

در ویدیوی زیر William Goldenberg تدوینگر سینمایی از تحوه تدوین و تاثیر کار تدوینگر در نسخه نهایی فیلم می گوید:

ما تدوینگران فیلم ، به نوعی داستان سرا هستیم. چون سعی می کنیم فیلم نامه و برداشت هایی که به ما می دهند را با دقت بخوانیم و داستان را به بهترین و پربازده ترین شکل ممکن بصورت تصویر بیان کنیم.
آخرین بازنویسی فیلم نامه را انجام می دهیم و تصمیم میگیریم کدام بخش ها را نگه داریم و کدام را حذف کنیم، از چه نوع اجرایی استفاده کنیم، نحوه بیان چطور باشد و چه احساساتی را باید غلیظ تر نشان بدهیم. این طوری آخرین لایه داستان شکل می گیرد.

در ویدیوی زیر William Goldenberg از تحوه تدوین و تاثیر کار تدوینگر در نسخه نهایی فیلم می گوید:

همه چیزهایی که به عنوان تدوینگر سینمایی می دانم ، به لطف مایکل کان یاد گرفته ام. روش اصلی کارش اینطوری بود که می گفت، آدم باید فرصتی داشته باشد که اشتباه کند. چیزهای مختلف را امتحان کند و اشتباه کند و بابتش سرزنش نشود.طی این فرایند دارید همه چیز را یاد می گیرید.
وقتی با کارگردانی کار می کنم، سعی می کنم با روش کار او سازگار بشوم . مثلا وقتی با بن افلک کار می کنم او تمام روز پیش من می نشیند.حتی یک فیلم را باهم ساختیم .معمولاً از وقتی که وارد کار می شوم، تا آخرش پیش من است.
کاترین بیگ فلو هم تمام مدت تدوین فیلم در صحنه و کنار من هست. اما ارتباطمان بیشتر اینطوری است که به من اعتماد دارد چون تدوینگر سینمایی هستم و از من می خواهد فیلم او را تدوین کنم.
اینطوری آزادی خیلی زیادی دارم
که البته ترسناک هم هست. کاترین همه چیز را به شیوه فوق العاده ای می بیند و مثلا در پنج تا کلمه، همه چیز را بیان می کند.
من از دستیارانم هم کمک می گیرم و
دوست دارم آنها را طوری تمرین بدهم که بتوانند همان طور که مایکل کان به من آموزش داد آموزش ببینند و خودشان بعدا تدوینگر های خوبی بشوند.
اما وجود کسی که کمک کند هم خیلی عالی است.
وقتی همکاری داشته باشید، می توانید چیزهای مختلف را بهتر بفهمید. به نظرم این سخت ترین قسمت تدوینگر سینمایی بودن است.
هر صحنه را صدبار می بینم و باید زاویه دید خودم را حفظ کنم تا بتوانم تشخیص دهم که آیا تغییرات و یادداشت هایی که در ذهنم دارم مناسب هستند یا نه…و دارم درست عمل می کنم یا نه.این سخت ترین بخش کار است.

من خیلی زود سر کار می آیم وهمه چیز را می خوانم. حداقل یک بار همه را می بینم و سعی می کنم دوباره هم ببینم. از نوع اجرا یادداشت برمیدارم. اجراها را خط به خط بررسی و تحلیل می کنم تا بتوانم اجراها را باهم مقایسه کنم و بعد درباره هرچیزی که با آنها موافق یا مخالف باشم یادداشت می نویسم؛
مثل صحنه های مختلف
یا هرچیز دیگری که در اجراها که نظرم را جلب کند. وقتی کار حذف را شروع می کنم.تقریبا کل فیلم را حفظ شده ام می دانم هر صحنه و هر زاویه صحنه دقیقا چطور است.می دانم قرار است چه چیز بیان کنم.می دانم از کجا می آیم و به کجا می روم.
بنابراین وقتی حذف انجام می دهم. تمام این کارهایی که به آنها می گویم تکلیف، را کامل انجام داده امراستش را بخواهید گاهی تکلیف ها طاقت فرسا می شوند و ذهن آدم را خسته می کنند.
به قول مایکل کان بخش جلوی مغز آدم خاموش می شود و باید کمی خودتان را راحت بگذارید .
در تدوین سینمایی همه چیز ابتدا تبدیل به یک پازل بزرگ می شود . صحنه ها را یکی یکی انجام می دهیم ، بعد همه چیز را کنار هم قرار می دهیم تا قسمت های بزرگتر و طولانی تر بسازیم. تا اینکه کل فیلم تمام بشود و آرایش مشخصی برای فیلم داشته باشیم. بعد باید فیلم را شکل بدهیم. طوری که انگار داریم مجسمه می سازیم. کمی از اینجا و آنجا حذف می کنیم، تا هرچیزی که باید بر آن تاکید بشود مورد توجه قرار بگیرد و داستانی که می خواهید بیان شود را به بهترین شکل بیان کنید.

خلاقیت تدوینگر یعنی اینکه بتوانید آزادانه فکر کنید. خارج از محدوده ها فکر کنید.طوری که هیچ چیز شما را محدود نکند. بهترین داستانی که به ذهنم می رسد، برای زمانی است که با مایکل مان کار می کردم و گفتم، چطور است از اینجا تا آنجا را حذف کنیم.اینطوری عالی می شود.
او گفت: این کار خیلی راحت است. اما باید کارمان را به شیوه ای جالب و متفاوت انجام بدهیم. البته نباید آنقدر کار را متفاوت انجام بدهید که کل توجه مخاطب به تدوین فیلم جلب بشود. بلکه باید طوری متفاوت باشید که برای مخاطبان تازگی داشته باشد.
به نظرم یک تدوین خوب باید نامحسوس باشد و جلب توجه نکند
و در عین حال می تواند خیلی مشخص هم باشد. می توانید تدوین های گردن کلفتی انجام بدهید.اما باید مراقب باشید از خط داستانی منحرف نشوید. نباید کاری کنید که مخاطب حس فیلم دیدن را از دست بدهد.باید کاری کنید مخاطب مجذوب فیلم شود.
به نظر من یک تدوین خوب، نامحسوس است اما بدون حذف کردن بعضی قسمت ها نمی توان کار جذاب و متفاوتی ارائه داد.به نظرم کار جالبی است که می توانید با تدوین داستان بگویید، داستان ها را شکل بدهید و چیزهایی که به نظر عادی می آیند را طوری
نشان دهید که خاص به نظر برسند. صحنه هایی که می بینم گاهی یا احساسی هستند و یا خنده دار. و یک دفعه می بینم که دارم می خندم یا گریه می کنم.
مثل مخاطب عادی که فیلم را تماشا می کند، من هم موقع تدوین واکنش نشان می دهم و باورم نمی شود این کار را به عنوان شغلم انجام می دهم و تا این حد دوستش دارم.
نمی دانم اگر این کاره نمی شدم سراغ چه شغلی می رفتم. اما قطعا همین شغل تدوینگر سینمایی برای من خیلی جذاب است.

نظرتان را در مورد این مطلب بنویسید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *