فیلم دایره به چیزهای کمی یک ملت را بهتر از چیزی که سانسور می کند خود واقعیشان را آشکار میکند اشاره دارد. در آمریکا انجمن سینمایی آمریکا، MPAA اساساً تمایلات جنسی بزرگسالان را از فیلمهای ما حذف کرده است، اما به خشونت و فیلمهایی که برای بازار طنز نوجوانان طراحی شدهاند، وجوددارد.
حالا فیلم دایره را در نظر بگیرید، فیلمی که در ایران توقیف شده است. در اینجا هیچ عکسی وجود ندارد که برای مخاطبان جریان اصلی آمریکایی، توهین آمیز به نظر برسد. حتی برای دونالد ویلدمون شکارچی نیز میتواند صادق باشد. چرا در ایران این امرخطرناک تلقی می شود؟ زیرا استدلال می کند که بر اساس قوانین فعلی ایران، زنان جنسی هستند که باید توسط حیوانات شکار شوند.
در فیلم دایره خبری از برهنگی در فیلم نیست. بدون خشونت بدون مواد مخدر و الکل، مطمئنا بدون فحاشی یک جوک در حال اجرا وجود دارد که قهرمانان حتی نمی توانند یک سیگار بکشند(زنان نمی توانند در ملاء عام سیگار بکشند). با این حال، این فیلم برای وضعیت موجود در ایران عمیقاً خطرناک است، زیرا از ما میخواهد با وضعیت اسفبار زنانی که جز زن بودن هیچ اشتباهی مرتکب نشدهاند، آشنا شویم. وقتی در نظر بگیریم که ایران در مقایسه با مثلاً افغانستان تحت طالبان، نسبتاً لیبرال است، «دایره» حالت افسرده تر به خودش می گیرد.

فیلم دایره جعفر پناهی با همین تصویر شروع و به پایان می رسد، زنی که از طریق یک صفحه کشویی در یک اتاق در بسته با یکی از مقامات صحبت می کند. در عکس ابتدایی، زنی متوجه می شود که دخترش دختری به دنیا آورده است که سونوگرافی گفته بود فرزندش پسر است. او از انتقام جویی های شوهرش می ترسد.
در تصویر پایانی، زنی در زندان است و با نگهبان صحبت می کند. در بسته شدن دایره، شات دوم نشان می دهد که زنان در جوامع سختگیر مسلمان همیشه به هر طریقی در زندان هستند.
فیلم دایره مجموعه ای از زنان را در خیابان های یک شهر دنبال می کند. ابتدا یکی به میان می آید و دیگری به دنبالش می آیند. ما با دو نفر شروع می کنیم که به تازگی از زندان آزاد شده اند حال به چه جرمی، به ما نمی گویند. آنها می خواهند با اتوبوس به شهری بروند که یکی از آنها امیدوار است یک بندر امن پیدا کند. اما آنها پول ندارند و فاقد کارت شناسایی صحیح هستند.
آنها با دیدن پلیس ها در خیابان ها و کوچه پس کوچه ها می دوند، پشت ماشین های پارک شده پنهان می شوند، از فروشنده بلیط می خواهند که به آنها بلیط بدهد و با وجود اینکه هیچ شناسنامه ای ندارند تا بتوانند بلیط تهیه کنند. در یک نقطه نسبتاً واضح است که یکی از زنان تن فروشی تا برای کمک به دیگری پول جمع کند. مردان در سرتاسر جهان در مورد معافیت خود از قوانینی که مردان دیگر را از رفتن به روسپی منع می کند، چشم باز می دارند.
اگر کارت شناسایی ندارید، نمی توانید شهر را ترک کنید. اگر کارت شناسایی ندارید، نمی توانید در یک شهر زندگی کنید. بدیهی است که جرم شما زنی است که خارج از سیستم کنترل مردانه زنان زندگی می کند. با شوهر یا برادری که به شما ضمانت می کند، می توانید به هر جایی بروید، به نوعی مثل چمدان با زن رفتار میشود.

در فیلم دایره بحث این است که این سیستم به زنان احترام می گذارد، همانطور که بانتوستان ها در آفریقای جنوبی به آفریقایی ها سرزمین خود را دادند و سیاه پوستان آمریکایی در روزهای جیم کرو مجبور نبودند در صف بایستند تا از دستشویی های سفیدپوست استفاده کنند. یک گفتار دوگانه جهانی وجود دارد که در آن اطاعت به عنوان آزادی توصیف می شود.
با زن دیگری آشنا می شویم که دختر کوچکش را رها کرده است تا غریبه ها او را پیدا کنند. او پشت یک ماشین پنهان می شود، چشمانش پر از اشک است. او به عنوان یک مادر مجرد نمی تواند از دختر ش مراقبت کند، بنابراین به او لباس می پوشاند تا زیبا به نظر برسد و او را رها می کند. با زن دیگری، روسپی آشنا می شویم که در ماشین مردی پیدا می شود و نمی تواند ثابت کند که با او نسبت فامیلی دارد.
او دستگیر می شود؛ به نظر می رسد مرد آزاد می شود. آیا تا به حال جامعه ای بوده که مرد در این شرایط دستگیر شود و زن آزاد شود؟ فاحشه ای که حداقل در اتوبوس زندان سیگار می کشد (نه زمانی که می خواهد، بلکه پس از سیگار کشیدن مردها انجام می شود، بنابراین متوجه دود سیگارش نمی شوند).
ساختار فیلم مانند یک فیلم هیجان انگیز خیابانی آمریکایی نیست. عکس های خاصی وجود دارد که برای یک یا دو دقیقه نمایش داده میشوند و فقط زنان را در حالی که این طرف یا آنجا راه می روند دنبال می کنند. زنان بی هدف به نظر می رسند. آن ها در لاک خودشان میباشند.

در این جامعه، تحت شرایط آنها، هیچ جایی نمی توانند بروند و کاری نمی توانند این زنان انجام دهند، و تقریباً در همه مواقع باید بیرون از خانه بمانند. آنها شایعات را ردیابی می کنند: به عنوان مثال، یک روزنامه فروش میگوید که میتواند به آنها کمک کند. گهگاهی، مردی که در حال عبور است، چیزی میگوید ، مانند “می توانم به شما کمک کنم؟” اما این یا آزار و اذیت اتفاقی است یا این است که به آنها نزدیک باشد.
ممکن است سانسورچی های ایرانی فیلمهایی مانند فیلم دایره را ممنوع کنند، اما ساخته شد و همینطور فیلم اخیر «روزی که زن شدم» درباره زنان در چنین جامعه ای ساخته شد. البته این فیلم ها درن وارهای ویدیویی در اختیار مردم قرار میگرفت. حتی مشکوک است که سانسورچی ها این را می دانند.
من کارگردانی را از کشوری کمونیستی می شناسم که سانسورکننده آن همکلاسی او در مدرسه سینما بوده است. او یک فیلمنامه ارائه کرد. سانسورچی آن را خواند و به دوست قدیمیاش گفت: “تو میدانی واقعاً چه میگویی، و من میدانم که واقعاً چه میگویی. حالا آن را بازنویسی کن تا فقط مخاطب بداند واقعاً چه میگویی.”
نویسنده و ایده پرداز
متولد 1361
ساکن تهران
کارشناسی گرافیک
کاردانی فیلمسازی (انیمیشن)
• عضو خانه سینما و آسیفا ، خانه حمایت از فیلم کودک و نوجوان و …
• عضو گروههای ایده پردازی و تیم خلاقیت و اتاق فکر شرکتهای تبلیغاتی و سازمانهای مختلف در طول 20 سال گذشته.
• نویسنده داستان ، شعر و فیلمنامه انیمیشنهای کودکان از جمله ترانه های حسنی و …
• کار به صورت پروژه ای در زمینه نویسندگی (شعر ، داستان ، فیلمنامه کوتاه و بلند و سینمایی کودک و بزرگسال- انیمیشن و رئال) در قالب همکاری با گروههای نویسندگی مختلف .
• چاپ اثر در نشریات مختلف در زمینه شعر و داستان کودک از جمله ماهنامه سروش کودکان، عروسک سخنگو و …
• تدوین نماهنگ های تلویزیونی و مصاحبه صدا و سیما ، در برنامه دریای جان ، شبکه ۴ سیما، تابستان ٨٩
• تدوین ویژه برنامه تلویزیونی روز جهانی فلسفه ، شبکه ۴ سیما ، آبان 89
• نایب دبیر کانون عکس و فیلم دانشگاه الزهرا و برگزاری جلسات نقد و بررسی فیلم و انیمیشن سالهای 84 تا 87 .
• مدرس انیمیشن و نقاشی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
• مدیر برنامه ریزی و مدرس انیمیشن در جشنواره 4 روزه ” کودک، خلاقیت، محیط زیست” موزه دارآباد در سال 92
• مدیر ایده پردازی و برنامه ریزی شرکت “آرکا ایتوک” و فعالیت مستمر در زمینه کارآفرینی و مشاوره و ایده پردازی از سال 92
• مدیر ایده پردازی و اجرایی سایت و پیج سینمایی
جوایز و افتخارات :
• نویسنده برگزیده جشنواره حیات سال 95 به داوری آقای هوشنگ مرادی کرمانی و چاپ کتاب با عنوان “قلپ قلپ قلپ” با موضوع آب
• نویسنده منتخب مجموعه داستان های 15 کلمه ای جشنواره نویسندگی ادبیات اقلیت با موضوع کودکان کار و چاپ اثر در کتاب ” شاهزاده کوچولو در مترو ”
• برنده جشنواره جایزه انگشت جادویی پاییز 97 با داستان “قاشق چوبی”
• شرکت در استارت آپ ویکند رویداد خلق ایده فیلمنامه نویسی مهرماه 97 و انتخاب طرح اولیه در بین 20 اثر منتخب.

