استنلی کوبریک ، یک فیلمساز تمام عیار است. در فیلم سازی به طرزی شگفت انگیز و افسانه ای از عناصر مختلف استفاده می کند. به نظرم کارگردانی فیلم، عنوان اشتباهی است. کارگردانی فقط یک سوم فرایند ساخت فیلم را تشکیل می دهد.
اول فیلم نامه را می نویسیم، بعد آن را کارگردانی می کنیم و بعد تدوینش می کنیم.
هریک از فیلم های استنلی کوبریک ، با بقیه متفاوت است.اما هریک منحصر به فرد هستند.
چه چیزی باعث خاص شدن فیلم های کوبریک می شود؟ چطور است که امروز هم فیلمسازان از فیلم های او ایده و الهام میگیرند؟
فهرست این مطلب:
در ویدیوی زیر می بینیم چه چیزهایی باعث شده فیلم های استنلی کوبریک اینقدر خاص باشند:
استنلی کوبریک حرکات دوربین پویا به کار می برد.بی پروا از رنگ های مختلف استفاده می کند.داستان ها و پیام های اسرار آمیزی روایت می کند. ما درباره کارهای یک هنرمند واقعی سینما صحبت خواهیم کرد و به همه این موضوع ها هم خواهیم پرداخت.
اول درباره داستان صحبت کنیم.
استنلی کوبریک می گوید: به نظرم هرکسی که من را می بیند، تصور می کند قیافه گوشه گیری به خودم گرفته ام. اما در حقیقت، فقط دارم درباره داستان یا صحنه های دیگر یا این چیزها فکر می کنم.همیشه کلی چیز برای فکر کردن هست.
فیلم های استنلی کوبریک ایده های بزرگی مطرح می کنند.هر فیلم به شیوه خاص خودش به تجربه های انسانی می پردازد.فیلم های کوبریک هم فرصتی ایجاد می کنند تا خودمان را بهتر بشناسیم و از گستاخی خودمان آگاه شویم، یا حسادت یا خروج از انسانیت.
او همیشه در جستجوی حقیقت است. اما ابهام فیلم هایش باعث می شود ایده های وجودی اش باز بمانند.به این ترتیب هربار می توانیم برداشت متفاوتی داشته باشیم.خود فیلم ها عوض نمی شوند.اما ما تغییر می کنیم.همین باعث می شود هرگز کهنه نشوند.
برای خلق داستان هایی مانند داستان های کوبریک ، موضوع های مهم و اساسی انتخاب می شوند که ما را ترغیب می کنند درباره جهان اطراف فکر کنیم.اما بیننده را آزاد می گذارند تا خودش نتیجه گیری کند.هر فیلم با فیلم های قبلی متفاوت است. اما در نهایت به همین جا می رسد.
حالا درباره سبک فیلم سازی و نحوه تولید فیلم های کوبریک صحبت کنیم:
کوبریک از عناصر مختلف مانند طرح و صحنه استفاده می کند و مضمون فیلم را پررنگ می سازد. مثلا در فیلم های من بودم، من، الکس، و سه تا نوچه م ، پرتقال کوکی ، چشمان کاملا بسته و … ، اصولاً درباره تقابل و تناقض است. می توانیم این تناقض را در لباس های الکس و نوچه هایش ببینیم که کوبریک از رنگ سفید استفاده کرده تا درک مخاطب از معصومیت و پاکی را به چالش بکشد. همراه با کلاه لبه دار و چوبدستی ، که نمادهایی هستند که برای افراد محترم به کار می روند.اما این دو نماد باهم متناقض هستند. حتی مژه مصنوعی الکس روی یک چشمش، به نوعی نماد عینک یک چشمی است. با استفاده از نمادهای پوششی، روی مضمون داستان تاکید می شود و روایت جالبی شکل می گیرد.
در فیلم 2001 الگوی خیلی جالبی وجود دارد که مستقیماً به داستان مربوط می شود. الگوی دایره وار زندگی ، مرگ و تولد دوباره.
کوبریک از ایده اسطوره ای دایره وار در خیلی از عناصر تصویری فیلم استفاده می کند با استفاده از این الگوی دایره وار کوبریک معناهای جند لایه ای می سازد. در فیلم چشم های باز بسته ، کوبریک از عناصری با الگوی چراغ ها و درختان کریسمس استفاده کرده است.
استنلی کوبریک معتقد است: مردم به انتزاع واکنش نشان نمی دهند.فقط به تجربه های مستقیم واکنش می دهند. می توانید یک شی بی جان مانند یک ستاره، جهان یا حتی یک کهکشان را بردارید و آن را به چیزی تند و تیز تبدیل کنید که زنده به نظر برسد. با افزون عناصر بصری به فیلم می توانیم در ناخودآگاهمان درک عمیق تری به دست بیاوریم.
اگر می خواهید از الگوهای ساخت مثل کوبریک استفاده کنید، باید در صحنه ها از الگوهای بصری استفاده کنید که بر مضمون داستان تاکید کنند و از لباس ها و گریم هایی استفاده کنید که ماهیت طعنه آمیزی داشته باشند.تا مفاهیمی مانند دوگانگی را برسانید.
عنصر بعدی موثر در فیلم های کوبریک : رنگ
به طرزی جالب و نامتعارف از رنگ استفاده می کند. رنگ و سایه روشن فیلم ها، تشدید می شوند. صحنه استارگیت در 2001 خودش یک تجربه حساب می آید.الگوی رنگ خیره کننده و بی نظیر. البته در بسیاری از مواقع، کوبریک رنگ های تکی به کار می برد و اثری دراماتیک ایجاد می کند.
کوبریک در لحظه های مربوط به مرگ از رنگ سبز استفاده میکند. این کاربرد رنگ را در 2001 و پرتقال کوکی می بینیم.بله، و البته در شاینینگ. بیایید نگاه دقیق تری به آخرین فیلم کوبریک، چشمان باز بسته بیندازیم، که در آن ارتباط بین مرگ و زندگی ادامه پیدا می کند. در یک صحنه، دکتر بیل هارفوردبه مندی رسیدگی می کندکه به سختی از یک اوردوز جان سالم به در برده. رنگ سبز روی دیوارها دیده می شود و مندی در یک حوله سبزآبی رنگ پیچیده شده. بعد بیل وارد رستورانی می شود که در و پیشخوان و تزئیاتش رنگ سبز هستند و آنجا درباره مرگ یک زن می خواند و مشکوک می شود که طرف مندی باشد.
وقتی بیل به ماریون سر می زند، در بستر مرگ پدرش طیف های مختلفی از رنگ سبز دیده می شود و وقتی بیل به آپارتمان دومینو برمیگردد.رنگ دیوارها سبز بیمارگونه ای است.
البته همه رنگ های سبز در فیلم چشمان باز بسته مربوط به مرگ نمی شوند.اما بسیاری از آنها مربوط می شوند. اگر بخواهید مثل کوبریک از رنگ ها استفاده کنید، باید به کمک رنگ، بر وضعیت روانی شخصیت تاکید کنید.یا آنها را به موضوع های بزرگتری مانند مرگ ربط بدهید.اما مهم تر از هرچیز این است که رنگ ها جلب توجه کنند.
عناصر زیادی در نوع فیلمبرداری فیلم های کوبریک هستند.او از نورپردازی روشن استفاده می کند.و همچنین از فریم های متقارن.اما می خواهیم درباره برداشت های تراولینگ او صحبت کنیم.
کوبریک معمولا با دوربین شخصیت ها را هدایت یا تعقیب می کند. ما به عنوان بیننده، تقریبا همراه شخصیت ها رفت و آمد می کنیم و به عضوی از صحنه تبدیل می شویم.این کار را با دوربین ثابت نمی شود انجام داد.
مثلا در فیلم شاینینگ، وقتی خانواده تورنس به اورلوک می رسند، دوربین همه جا آنها را تعقیب می کند.مثل اینکه کسی آنها را زیر نظر داشته باشد.
یا در فیلم اورلوک ، می دانیم که در اورلوک نیروهای خبیثی وجود دارند و هالوران به دنی هشدار می دهد که ممکن است در خطر باشد. پس در این فیلم صحنه های تعقیب و تراولینگ کوبریک یک قدم فراتر هم می روند و اهداف خباثت آمیزی را دنبال می کنند. زاویه پایین و سرعت کم دوربین، نمی تواند زاویه دید انسانی باشد. این زاویه دید غیرطبیعی، ممکن است به کلی مربوط به چیز دیگری باشد.مثل زاویه دید خود اورلوک.
می دانیم که اورلوک می تواند قدرتش را به طور فیزیکی نشان بدهد.چون جک را از اتاق قفل شده آزاد کردد و در این صحنه این قدرت نمایی را می بینیم.
دوربین با هر حرکت، در جهتی موازی می چرخد. چیزی که به صورت یک تعقیب عادی شروع شد و حالا بیننده را وارد صحنه کرده است.اورلوک در هر حرکت قدرت نمایی می کند.
استنلی کوبریک از دوربین استفاده های مختلفی می کند. شما هم می توانید این کار را بکنید. می توانید با استفاده از دوربین، یک زاویه دید فعال برای مخاطب بسازید و شخصیت ها را هدایت یا تعقیب کنید.
قدم بعدی در بررسی مدل فیلم سازی استنلی کوبریک : تدوین
کوبریک برخلاف خیلی از فیلم سازان ، یک عالمه کات نمی کند. اجازه می دهد صحنه ها و لحظات اتفاق بیفتند. او برداشت های گسترده تر و طولانی تر را ترجیح می دهد.تا هم شخصیت و هم محیط اطرافش را ثبت کند.
اما یک تکنیک خاص هست که در تدوین از آن استفاده می کند، تا فکر کردن یا حس کردن شخصیت را نمایش بدهد.به این ترفند می گوییم مونتاژ داخلی.
در فیلم پرتقال کوکی، خیالپردازی های الکس، صحنه های مختلف و متنوعی از خشونت و تخریب هستند. در فیلم چشمان باز بسته، بیل کابوس می بیند که زنش با مرد دیگری به او خیانت می کند. وقتی کوبریک به ما نشان می دهد در ذهن و دل شخصیت چه می گذرد، می توانیم ارتباط عمیق تری با شخصیت برقرار کنیم.معمولا این کار را برای یک شخصیت انجام می دهد.
حالا نگاهی به یک نمونه بی نظیرتر در ژاکت تمام فلزی بیندازیم.که در آن، افکار متنوع یک گروه را می بینیم.وقتی تک تیرانداز به ایت بال شلیک می کند این افکار شروع می شوند و در این برداشت، به نتیجه می رسیم تمام جوخه در یک فریم باهم هستند. هربار که به ایت بال برمیگردیم، افکار و احساسات مشترک سربازها را در لحظه بحران، می بینیم و حس می کنیم.
در این کات های تدوین ، صدا و تصویر عمداً هماهنگ نیستند. صدا با سرعت عادی پخش می شود، اما تصاویر اسلوموشن هستند. ترکیب صدای واقعی با تصویر اغراق شده اثر سورئال و دراماتیکی در این صحنه ایجاد میکند.
شما هم میتوانید مثل کوبریک از این تکنیک ها را مانند مونتاژ درونی و تجربه های درونی شخصیت ها را به تصویر بکشید و ارتباط عمیق تری با مخاطب برقرار کنید.
قدم بعدی در بررسی مدل فیلم سازی استنلی کوبریک : صدا
کوبریک صداها را زیاد دستکاری نمی کند. در فیلم 2001 کوبریک از افکت های فوق العاده و غیرمنتظره ای استفاده کرده است. در صحنه های راه رفتن در فضا از موسیقی استفاده نشده تا حواس مخاطب از ماجراهای صحنه پرت نشود. تنها صداهای موجود، صدای تنفس و صدای هوا هستند.
طرح ساده و مینیمال صدا ، خطرهای مطلق سفر در فضا را به ما یادآوری می کنند. بعدا وقتی دکتر پول در فضا حرکت می کند.این صدا فقط به تنفس او محدود می شودتا اینکه اکسیژن دکتر پول قطع می شود.
سردی و سادگی این لحظه ، با انتخاب طرح ساده صدا، تشدید می شود و درنهایت سکوت مطلق…
اگر می خواهید مثل کوبریک افکت صوتی بسازید، لایه های مختلف صدا را حذف کنید و روی چیزی تمرکز کنید که واقعا به آن نیاز است.مختصر و مفید.
آخرین مرحله بررسی مدل فیلم سازی استنلی کوبریک : موسیقی
کوبریک در کارگردانی فیلم های خود از موسیقی های جسورانه و پررنگ استفاده می کند و در خیلی از سکانس های معروف، موسیقی حرف اول را می زند.
مثلا انتخاب ورا لین در «دوباره هم را خواهیم دید» را در نظر بگیرید، که در انتهای دکتر استرنج لاو آن را می بینیم. یا برای ایجاد حس خوف و ترس یا ابهام در فیلم، که در زیبایی طبیعی تیتراژ آغازین فیلم شاینینگ استفاده کرد.
در فیلم پرتقال کوکی.الکس عاشق بتهوون است . اما او یک روانی جامعه ستیز هم هست. تقابل موسیقی زیبای کلاسیک با خشونت بیش از حد، پیام اصلی فیلم را می رساند: جهان ما همزمان هم زیباست و هم وحشتناک.
بهترین نمونه این ایده صدابرداری ، در این صحنه دیده می شود که همانطور که الکس همراه نوچه هایش مشغول وحشی بازی هستند، الکس آهنگ می خواند و ما بینندگان چون خاطره و برداشت مثبتی که از این آهنگ داریم، با تناقض مواجه می شویم.
حالا سخت است که این آهنگ را بشنوید و به خشونت صحنه های این فیلم فکر نکنید.
چون ما در سطح روانی و احساسی به موسیقی وابسته هستیم و کوبریک از این وابستگی استفاده میکند. اما برای الکس بیچاره.سرنوشت نقشه های دیگری دارد. وقتی به ندامتگاه می رود، مجبورش می کنند صحنه های خشونت و تجاوز را تماشا کند. البته از آنها لذت می برد، تا اینکه همراه صحنه ها، موسیقی بتهوون عزیزش پخش می شود
و الکس فریاد میزند و التماس می کند : قطعش کنید! قطعش کنید، التماس می کنم! این گناهه! این گناهه.
آزمایش لودویکو باعث می شود علاقه اش به بتهوون از بین برود
یادتان باشد که انتخاب های جسورانه، می توانند اثر قدرتمندی بگذارند و می توانید از ارتباط احساسی با موسیقی.علیه ما استفاده کنید.
استنلی کوبریک درمورد اینکه چطور فیلم سازی را شروع کرد می گوید: اول کاری من فقط یک دوربین گیر آوردم و یاد گرفتم چطور عکس بگیرم و عکس ها را چاپ کنم. فقط همین.
اگر بتوانید روشی عمومی برای حل مشکلات ابداع کنید، شگفت زده می شوید وقتی بفهمید که برای حل تقریبا هرچیز به دردتان خواهد خورد.
لحظه نابی است که در آن زاویه دید یک فیلمساز نسبت به جهان ، مواد و تکنیک های فیلمسازی همه باهم جور در می آیند و تجربه ای درونی و ماندگار می سازند.

در فیلمونیم دیده شو …
فیلمونیم نقطه پیوند سینماگران به یکدیگر و آغاز حرکتی نوین در صنعت سینمای ایران است. از این رو بستری را فراهم کرده تا سینماگران بتوانند با مشاهده رزومه یکدیگر، همدیگر را بیشتر بشناسند، نیروهای تازه کار و کمتر دیده شده را شناسایی کنند و با هم ارتباط موثری برای همکاری بگیرند. در اینجا کاربران می توانند آموزشها و اطلاعات مفید در زمینه تخصصی خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارند و پیرامون مسائل سینما گفتگو کنند.
اگر شما هم در یکی از رشته های مختلف سینما، متخصص و حرفه ای هستید، و یا اگر دانشجوی سینما هستید و در حال کسب تجربه هستید، و یا اگر علاقه مند حرفه ای سینما هستید و بدون تحصیلات آکادمیک در سینما فعالیت دارید، و یا مترجم هستید و به سینما علاقه مندید، می توانید محتوای تخصصی خود را با نام خود و برای معرفی هر چه بیشتر خود در فیلمونیم منتشر کنید و با دیگران به اشتراک بگذارید.
برای ارسال محتوای خود ابتدا باید در سایت عضویت داشته باشید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر از بخش های مختلف سایت فیلمونیم “درباره فیلمونیم” را مطالعه نمایید.

